No Image
خوش آمديد!
قبيله گرايي باعث تقويت استدلال مي شود! پيوند ثابت

مواضع توكلي درباره حملات اخير به علايي:

من که مقاله سردار علايي را خواندم و ناراحت شدم چرا که مقایسه وضع موجود را با زمان شاه، که تلویحاً در آن مقاله انجام شده بود، غیر منطقی و ظلم بود، ولی سردار حسین علایی کسی نیست که از سر سوء نیت حرفی بزند و در وفاداری‌اش به راحتی کسی بتواند شک کند.

الیاس نادران:

… برای همه کسانی که در این آتش با فریاد خود می دمند و یا با سکوت خود آن را تایید می کنند لازم است تا ماجرایی را که خود شاهد آن بودم نقل کنم تا متوجه نوع نگاه روشن رهبر فرزانه انقلاب در مواجهه با روشنفکران و اندیشمندان جامعه شوند. بعد از جلسه دوم اندیشه های راهبردی که در بیت مقام معظم رهبری با موضوع نفش عدالت برگزار شد، در محضر ایشان برای نماز آماده می شدیم . حضرت آقا در موقع عبور از جلوی جمعیت ضمن خوش و بش با افراد به آقای دکتر افروغ که رسیدند پس از ملاطفت و تفقد، از وی پرسیدند: «شما چرا در این جلسه مقاله ارائه نکردید؟» یعنی برای ایشان علی رغم همه مشغله های ذهنی و اجرایی موضوعیت داشت که مواضع آقای دکتر افروغ را به عنوان یک اندیشمند جامعه شناس از منظر تئوری و کاربردی در حوزه عدالت بشوند و در مهندسی ساختاری آینده انقلاب اسلامی از آن بهره مند شوند….

اگر صرف ابراز لطف و محبت رهبري به يك انسان و يا سابقه مثبت يك شخص سبب شود كه باب انتقاد از اشخاص بسته شود پس بعضي ها بي جا مي كنند كه با حقد كينه نسبت به كسي كه رهبري در مهم ترين نماز جمعه كشور نظرات او را به خود نزديك تر دانسته اند پرخاش گري مي كنند.

نظرات[0] | دسته: سیاسی | نويسنده: مطلب احمدی | ادامه مطلب...

 
پراكنده نويسي بعد از چند ماه پيوند ثابت

داستان متخلفان از جنگ تبوك

تفسير نمونه ج : 8ص : 167

لَّقَد تَّاب اللَّهُ عَلى النَّبىّ‏ِ وَ الْمُهَجِرِينَ وَ الأَنصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فى ساعَةِ الْعُسرَةِ مِن بَعْدِ مَا كادَ يَزِيغُ قُلُوب فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَاب عَلَيْهِمْإِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ‏(117) وَ عَلى الثَّلَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتى إِذَا ضاقَت عَلَيهِمُ الأَرْض بِمَا رَحُبَت وَ ضاقَت عَلَيْهِمْ أَنفُسهُمْ وَ ظنُّوا أَن لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلا إِلَيْهِ ثُمَّ تَاب عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواإِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّاب الرَّحِيمُ‏(118)

ترجمه:

117 -خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر ، و ( همچنين ) مهاجران و انصار كه در زمان عسرت و شدت ( در جنگ تبوك ) از او پيروى كردند ، نمود ، پس از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى ازآنها از حق منحرف شود ( و از ميدان جنگ باز گردند ) سپس خدا توبه آنها را پذيرفت كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است 118 -(همچنين ) آن سه نفر را كه ( در مدينه ) بازماندند ( و از شركت در تبوك خوددارى كردند و مسلمانان از آنان قطع رابطه نمودند ) تا آن حد كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد و ( حتى ) جائى در وجود خويش براى خود نمى‏يافتند و دانستند كه پناهگاهى از خدا جز به سوى او نيست در آن هنگام خدا آنانرا مشمول رحمت خود ساخت و خداوند توبه آنها را پذيرفت كه خداوند توبه‏پذير و مهربان است

 شان نزول :

سه نفر از مسلمانان به نام كعب بن مالك و مرارة بن ربيع و هلال بن اميه از شركت در جنگ تبوك ، و حركت همراه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) سرباز زدند ، ولى اين به خاطر آن نبود كه جزء دار و دسته منافقان باشند ، بلكه به خاطر سستى و تنبلى بود ، چيزى نگذشت كه پشيمان شدند .

هنگامى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) از صحنه تبوك به مدينه بازگشت ، خدمتش رسيدند و عذر خواهى كردند ، اما پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) حتى يك جمله با آنها سخن نگفت و به مسلمانان نيز دستور داد كه احدى با آنها سخن نگويد .

آنها در يك محاصره عجيب اجتماعى قرار گرفتند ، تا آنجا كه حتى كودكان و زنان آنان نزد پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) آمدند و اجازه خواستند كه از آنها جدا شوند ، پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) اجازه جدائى نداد ، ولى دستور داد كه به آنها نزديك نشوند .

فضاى مدينه با تمام وسعتش چنان بر آنها تنگ شد كه مجبور شدند براى نجات از اين خوارى و رسوائى بزرگ ، شهر را ترك گويند و به قله كوههاى اطراف مدينه پناه ببرند از جمله مسائلى كه ضربه شديدى بر روحيه آنها وارد كرد اين بود كه كعب بن مالك مى‏گويد روزىدر بازار مدينه با ناراحتى نشسته بودم ديدم يك نفر مسيحى شامى سراغ مرا مى‏گيرد ، هنگامى كه مرا شناخت نامه‏اى از پادشاه غسان به دست من داد كه در آن نوشته بود اگر صاحبت ترا از خود رانده به سوى ما بيا ، حال من منقلب شد گفتم اى واى بر من كارم به جائى رسيده است كه دشمنان در من طمع دارند!

تفسير نمونه ج : 8ص :170

خلاصه بستگان آنها غذا مى‏آوردند ، اما حتى يك كلمه با آنها سخن نمى‏گفتند .

مدتى به اين صورت گذشت و پيوسته انتظار مى‏كشيدند كه توبه آنها قبول شود و آيه‏اى كه دليل بر قبولى توبه آنها باشد نازل گردد ، اما خبرى نبود .

در اين هنگام فكرى به نظر يكى از آنان رسيد و به ديگران گفت : اكنون كه مردم با ما قطع رابطه كرده‏اند ، چه بهتر كه ما هم از يكديگر قطع رابطه كنيم ( درست است كه ما گنهكاريم ولى بايد از گناهكار ديگرى خشنود نباشيم) .

آنها چنين كردند به طورى كه حتى يك كلمه با يكديگر سخن نمى‏گفتند ، و دو نفر از آنان با هم نبودند ، و به اين ترتيب سر انجام پس از پنجاه روز توبه و تضرع به پيشگاه خداوند ، توبه آنان قبول شد و آيه فوق در اين زمينه نازل گرديد .

 تفسير : زندان محاصره اجتماعى گنهكاران

اين آيات نيز همچنان از جنگ تبوك و مطالب گوناگونى كه پيرامون اين رويداد بزرگ اسلامى به وقوع پيوست ، سخن مى‏گويد .

در نخستين آيه اشاره به شمول رحمت بى‏پايان پروردگار نسبت به پيامبر و مهاجرين و انصار در آن لحظات حساس كرده ، مى‏گويد : رحمت خدا شامل حال پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) و مهاجران و انصار ، همانها كه در موقع شدت و بحرانى از او پيروى كردند ، شد ( (لقد تاب الله على النبى و المهاجرين و الانصار الذين اتبعوه فى ساعة العسرة

تفسير نمونه ج : 8ص :171

سپس اضافه مى‏كند : اين شمول رحمت الهى به هنگامى بود كه بر اثر شدت حوادث و فشار ناراحتيها نزديك بود گروهى از مسلمانان از جاده حق باز گردند ( و تصميم به مراجعت از تبوك بگيرند ) ( (من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم

دگر بار تاكيد مى‏كند كه بعد از اين ماجرا ، خداوند رحمت خود را شامل حال آنها ساخت ، و توبه آنها را پذيرفت ، زيرا او نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم است ( (ثم تاب عليهم انه بهم رؤف رحيم

نه تنها اين گروه عظيم را كه در جهاد شركت كرده بودند ، مورد رحمت خويش قرار داد ، بلكه آن سه نفر را كه از شركت در جهاد تخلف ورزيده بودند و جنگجويان آنها را پشتسر گذاشتند و رفتند ، نيز مشمول لطف خود قرار داد ( (و على الثلاثة الذين خلفوا

اما اين لطف الهى به آسانى شامل حال آنها نشد ، بلكه آن به هنگامى بود كه اين سه نفر ( كعب بن مالك و مرارة بن ربيع و هلال بن امية كه شرح حالشان در شان نزول گذشت ) در محاصره شديد اجتماعى قرار گرفتند ، و مردم همگى با آنها قطع رابطه كردند ، و آنچنان كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد ( (حتى اذا ضاقت عليهم الارض بما رحبت

و سينه آنها چنان از اندوه آكنده شد كه گوئى جائى در وجود خويش براى خود نمى‏يافتند تا آنجا كه خود آنها نيز ازيكديگر قطع رابطه كردند ( (و ضاقت عليهم انفسهم

و به اين ترتيب همه راهها به روى آنها بسته شد ، و يقين پيدا كردند كه پناهگاهى از خشم خدا جز از طريق بازگشت به سوى او نيست ( (و ظنوا ان لا ملجا من الله الا اليه

تفسير نمونه ج : 8ص :172

بار ديگر رحمت خدا به سراغ آنان آمد ، و توبه و بازگشت حقيقى و خالصانه را بر آنان آسان ساخت ، تا توبه كنند ( (ثم تاب عليهم ليتوبوا

چرا كه خداوند توبه‏پذير و رحيم است ( (ان الله هو التواب الرحيم

منبع : تفسیر نمونه: سوره توبه آیات 129- 115

————————-

آيا فتنه 88 جنگ نبود؟

 همه جانبه نبود؟

ولي امر مسلمين خود به ميدان نيامده بود؟

آيا نبودند انسان هاي با سابقه و خوش سابقه اي كه سستي كردند؟ كاهلي كردند؟ مصلحت انديشي كردند؟ نفهمي كردند؟ …..

و رهبري را در ميانه ميدان تنها گذاشتند؟

چه برخوردي بايد با اين افراد كرد؟

حلوا حلوايشان كرد؟ سهم ويژه برايشان قائل شد؟ ……….

نتيجه همان مي شود كه با كمال بي چشم و رويي مي گويند در قبال فتنه بهترين عملكرد را داشتيم. نه تند رفتيم و نه كند رفتيم. ثواب كرديم.

چند ماه است كه با غولي به نام جريان انحرافي هر روز مصاحبه و تحليل تحويلمان مي دهند كه بياييد زير چترمان تا وحدت كنيم تا فتنه و انحراف و فساد به مجلس راه نيابند. هر روز كه به انتخابات نزديك مي شويم اين غول بزرگتر مي شود.

از برنامه ريزي 100 كرسي به 150 و اينك 200 كرسي براي انحراف و اعطاي مبالغ از 100 ميليون تا 150 ميليون و اينك به يك ميليارد تومان به ازاي هر كرسي رسيده اند.

برادر من اگر مدرك داريد به شوراي نگهبان ارائه كنيد و اگر نه خودتان را رنگ كنيد.

حالا كه شوراي نگهبان مردانگي كرده و منسبان به حلقه انحرافي (نه غول انحرافي) را رد صلاحيت كرده مي گويند گول نخوريد پشت صحنه هم حدود 200 نفر ديگر ذخيره دارند كه مهره سفيدند.

جبهه پايداري را هم كه منتسب به مشايي مي كنند و جزه دانشجويي منتشر شده توسط حاميانش را ميلياردي و موهن مي خوانند.

براي وحدت هم از نظرات در خفاي رهبري (به قول خودشان) مايه مي گذارند و به گمانم ديگر دست به دامن فتاوا هم مي شوند.

نمي دانم فقط پول مشايي نجس است يا اگر يك دكتر خلبان هم در طول 5 سال به قول آقايان كادرسازي و شبكه سازي كند و پول خرج كند(حالا از هر منبع مالي) ايراد شرعي دارد يا نه؟

دوستان منتظر باشند در انتخابات رياست جمهوري يازدهم به خاطر اصل مترقي وحدت و جلوگيري از ورود مجدد انحراف به دولت به يكي از 2 گزينه به زور بسته شده به ريش اصولگرايان راي دهند.

نظرات[0] | دسته: سیاسی | نويسنده: مطلب احمدی | ادامه مطلب...

 
آقايون مسئولين واقعاً متاسفيم پيوند ثابت

قبلا هم اشاره كردم تفاوت برخورد ماموران نيروي انتظامي در مواجهه با آشوبگران و بر و بچه هاي حزب اللهي كاملا مشهوده.

در اولي كاملا منفعل و لرزان و در دومي كاملا قاطع و خشن.

با توجه به نوش جان كردن باتوم از اين عزيزان فقط مي تونم بگم كه تفاوت اين برخورد رو مي شه در تفاوت مواجهه اين دو گروه با اين ماموران و همچنين روحيه اين افراد ديد.

اولي ها مي دونن كه ماموران اين نيرو ترسو هستند و ماموران هم مي دونن كه اونا چطور باهاشون برخورد مي كنن نمونه هاي كتك كاري ماموران رو در آشوب هاي سال 78 و 88 زياد شنيديم.

اما دومي ها با توجه به اعتقاداتشون و هدفي كه براش تجمع كردن و پاسداشت مجري قانون معمولا با ماموران كاري ندارند و چون ماموران محترم هم مي دونن كه برخوردي در كار نيست هر غلطي كه مي خوان مي كنن و چنان شجاع و نترس مي شن كه حد نداره

مثل كتك زدن يه نفر كه دستش بسته است!!!!!

مي خواهم بدانم گناه بر و بچه هاي حزب اللهي در دفاع از مردم بحرين در ورزشگاه آزادي چه بود؟

حتما بايد الوات و اراذل در ورزشگاه فحش هاي ناموسي بدهند كه كاري به كارشان نداشته باشند؟

واقعا جاي تاسف براي دولت ، نيروي انتظامي و مجلس و هر مسئول ديگه اي تو جمهوري اسلامي داره .

نظرات[0] | دسته: سیاسی | نويسنده: مطلب احمدی | ادامه مطلب...

 
يورش به پايتخت علويان پيوند ثابت

این روزها شاهدیم که رسانه ملی! در شبکه ملی ! (شبکه یک) با پخش سریال به اصطلاح طنزی به نام پایتخت به تمسخر فرهنگ و لهجه مردمان شمال کشور پرداخته که موجب انتقاد مردم شریف استان های شمالی مازندران و گلستان گردیده است. البته اين اقدام زشت و توهين به مردم نجيب و زحمتكش مازندران چند سالي است كه در تلويزيون مشاهده مي شود كه از جمله آن

1- در نوروز سال گذشته شخصیتی مازندرانی درسریال دارا و ندار (مسعود ده نمکی) به ایفای نقش پرداخت که علاوه بر این که بلاهت در او موج می زد به طرز فجیعی لهجه شمالی را به سخره گرفته بود.

2- در آگهی بازرگانی بهره برداری آب شخصیتی وجود دارد که به طرز وحشتناک و غیر واقعی لهجه مازندرانی را ….

3- حسین رفیعی مجری و بازیگر در برنامه های طنز تلویزیونی به گونه ای تاسف بار لهجه مازندرانی را …… و جالب تر این که یکبار هم در جلوی دوربین شبکه مازندران با وقاحت تمام این کار را کرد و مجری بی غیرت هم از خنده روده بر شده بود.

۰۰۰

در دید و بازدیدهای نوروزی در بین خانواده ها شاید یکی از مهمترین مباحث مطرح شده انتقاد از پخش سریال بي محتواي پايتخت و همچنین انتقاد از سکوت مسئولان استانی و کشوری در قبال ادامه پخش این سریال و مقایسه نحوه برخورد مسئولان دیگر استان ها با تمسخرهای سهوی و عمدی با فرهنگ مردمانشان است.

شايد در پاسخ گفته شود كه هدف اصلي سريال نقد مهاجرت به پايتخت و بازي شخصيت هاي آن نه توهين مردمان و فرهنگ بلكه نقد رفتارهاي عوامانه برخي افراد شهرستاني است كه در پاسخ به اين استدلال بي مايه بايد گفت كه انگار رسانه و نماد در سريال ها را نمي شناسند. و اگر به اين روال باشد بگذاريد كمي برخي رفتارها را به صورت زير نقد كنيم:

آری پایتخت نشینان مردمی را مورد تمسخر قرار می دهند که هر وقت نفسشان از دود و دمی که به هوا می پراکنند بند می آید به دامن طبیعت سر سبز همین خطه پناه می آورند و تا چشمشان به دریا می افتد فکر می کنند همان استخر و جکوزی است (که شمالی ها همانطور در فیلم نشان داده شده اصلا به عمرشان ندیده اند) و بی محابا به داخل آن می پرند و سالانه چند صد نفرشان در این مظهر زیبایی خدا تلف می شوند و موجبات زحمت همین مردم می شوند.

با دیدن زیبایی هاي طبيعت چنان ذوق زده می شوند که با فرهنگ دیش آورده شان در سواحل و جنگل ها جولان می دهند و با رفتارهای زننده شان طبیعت سبز ديار علويان را به لجن می کشند که همین مردم هم از شرم ، عطای سیر و سیاحت در استان خود را هم به لقایش می بخشند. (باور می کنید دو سال است که تنم به آب دریای مازندران نخورده؟)

از برکات حضور این هاست که اجناس و اقلام را باید گران بخریم و شهرهایمان با مشکل قطعی آب مواجه است و شبكه تلفن هاي همراهمان هم مختل مي شود.

بماند …. سفره پذیرایی این مردم نجیب برای همه مردم ایران باز است و این طبیعت برای همه ایرانیان است و از همه مهمتر ميهمان حبيب خداست.

در مورد این سریال دو نکته که تا بحال گفته نشده:

۱- نویسنده ،‌بازیگردان و بازیگر (نقش نقی) این سریال فردی است به نام محسن تنابنده که نظر شما را به حاشیه نگاری یک خبرنگار از اختتامیه جشنواره فجر سال گذشته در مورد این فرد جلب می کنم (…. شنیدن حرف‌های دوپهلو و گاه نیش‌دار سینمایی‌ها که به وسیله همین جشنواره‌ها به مردم معرفی شده‌اند، با تشویق‌ و سوت و کف همان عده تماشاگرنما (!؟) مواجه می‌شد.

از جمله می‌توان به درخواست مستقیم محسن تنابنده برای بازگشت جعفر پناهی به دامن سینما، اشاره کرد که واکنش‌هایی در پی داشت. بازیگری که با جویدن آدامس بادکنکی و بر سر داشتن کلاه (برای ثابت کردن بی حرمتی یا بی تفاوتی) برای سومین سال پیاپی از فجر جایزه می‌گیرد و به جبران مطرح شدن توسط جشنواره فجر، با عملی که در این روزها در محافل «حمایت از سینماگر ضدانقلاب» نامیده می‌‌شود، نشان داد تا چه حد لایق دریافت این جایزه است. نگاه‌های متعجبانه و گاه نگران و حتی عاقل اندر سفیه به خاطر تکرار سخنان مراسم افتتاحیه مسعود کیمیایی از زبان او و البته نیش مجری مراسم که پا را از محدوده خود فراتر گذاشت و با این جمله که “آقای تنابنده! لطفاً آدامستون رو دربیاورید ” نقبی به رفتار زننده این ستاره سینما در حضور جمعی از متشخصین در کاخ جشنواره زد…. )

آری این فرد با فرهنگ به تمسخر فرهنگ مردم شمال پرداخته…..

نجابت و ساده دلی بی فرهنگی است ولی آدامس جویدن در یک جمع به اصطلاح هنری اند با فرهنگی است.

۲-مقام معظم رهبری هم در مورد تمسخر لهجه قومیت ها در درس خارج خود( ۳۱ فروردین ۸۹) فرمودند:« متأسفانه یک کار زشتی در بین مردم رایج است که از لهجه‌های بعضی از ولایات تقلید می‌کنند؛ این آیا غیبت محسوب می‌شود یا نه؟

حالا این را هم من به شما عرض بکنم؛ غالب این شهرهایی که لهجه‌های آن ها تقلید می‌شود، شهرهایی هستند که دارای مردم غیرتمندی هستند که در حوادث مهم ۱۰۰ سال پیش، در مقابل دشمنان و مهاجمین ایستاده‌اند. این تصادفی نیست. این تقلید هم سابقه ندارد؛ یعنی توی هیچ یک از این کتاب‌های ادبی و طنز و غیره، ما ندیدیم که یک حرفی باشد که نشان دهنده‌ تقلید لهجه باشد. این مال همین اواخر است؛ یعنی مثلا از ۱۰۰ سال پیش به این طرف؛ یعنی از وقتی که کشور ما در مواجهه‌ با این دشمنی‌ها قرار گرفته. یکی از مناطقی که ایستادگی سرسخت کرده، مناطق شمال است، منطقه‌ گیلان؛ یکی از مناطق، منطقه‌ خراسان است؛ یکی از مناطق، مناطق آذربایجان است. این ها آن جاهایی هستند که مردمش سرسختی و سلحشوری نشان دادند؛ اتفاقا سعی شده است که همین‌ها از لحاظ لهجه در بین مردم سبک بشوند. یعنی تقلید می‌شود.

پس ضمنا در پرانتز، به این نکته هم توجه داشته باشید. این مسلما حرام است. در حرمت این عمل هیچ شکی نیست. لکن غیبت نیست. چون قیودی که در غیبت ذکر شد که مقوم معنای غیبت محرم شرعی است در این جا وجود ندارد. یکی از قیود، مستور بودن بود. خب، این مستور نیست. علاوه بر این که عیب نیست اصلا. کسی این را به عنوان عیب ذکر می‌کند، ولی اصلا عیب نیست! بنابراین وقتی عیب نبود، پس غیبت نیست. مثل این است که مثلا بگویند: آقا عمامه سرش است؛ این «عمامه به سر بودن» عیب نیست. ذکرش بنابراین غیبت نیست. علاوه بر اینکه امر ظاهری است، امر واضحی است. پس تعریف غیبت بر این صدق نمی‌کند، اما مسلما حرام استاین از باب تمسخر و از باب استهزاء و این هاست. این جا دیگر فرقی نمی‌کند که علی نحو عام استغراقی مورد نظرش باشد؛ یا نه، مثلا فرض کنید فرد خاصی را مورد نظر قرار بدهد و لهجه‌ یک شخصی را به عنوان این که لهجه‌ او، لهجه‌ عموم است تقلید بکند. این صور مختلفی دارد. همه‌ این ها محرم است. منتها تفاوتش این است که اگر غرض او لهجه‌ عموم باشد، این می‌شود اهانت به همه‌ آن جمعیت؛ که خب طبعا آثار خاص خودش را دارد. مثلا فرض بفرمایید اگر بخواهد استحلال بکند، بایستی از یکایک این ها استحلال بکند. آن جایی که یک نفر باشد، نه، از یک نفر استحلال می‌کند. این بحث عیب‌جویی است.

اگر چنانچه نه، تمسخر وجود نداشت، این از محل کلام خارج است. گاهی از این تقلیدها انجام می‌گیرد، اما هیچ قصد تمسخری هم نیست. یک وقتی چند سال قبل از این، در رادیو یک گوینده‌ای تقریبا تمام لهجات ایران را در یک برنامه‌ رادیویی بیان می‌کرد! بعد هم ما آن شخص را دیدیم. گفتیم بالاخره تو کجایی هستی؟! چون هم ترکی را مثل خود ترک‌ها حرف می‌زد که ما می‌فهمیدیم، هم مشهدی را مثل خود مشهدی‌ها حرف می‌زد! نفهمیدیم بالاخره کجایی است، نگفت آخرش هم که کجایی است؛ گفت من ایرانی هستم.

پس بنابراین گاهی تقلید لهجه به عنوان تمسخر نیست. کما این که تقلید لهجه‌ یک فرد هم به عنوان تمسخر نیست. یک عمل شیرینی است. خود آن فرد هم گاهی می‌نشیند و تماشا می‌کند که تقلیدش را دارند می‌کنند. خودش هم می‌خندد، خوشش می‌آید. پیداست که پس تمسخر نیست. این از محل کلام خارج است. آن جایی که قصد، استهزاء باشد، تمسخر باشد، آن جا می‌شود محرم.» ( پایگاه اطلاع رسانی آیت ا… خامنه ای)

به نظر می رسد که سکوت مسئولان استانی استان های مازندران و گلستان ،‌ائمه جمعه و نمایندگان مجلس در این باره به صلاح نباشد و انتظار این است که با یک هماهنگی اولیه و با شدت عمل نسبت به این موضوع واکنش نشان داده تا دیگر کسی جرأت چنین اقداماتی را نداشته باشد. نجابت هم حدی دارد.

پی نوشت:

1- بعد از پخش چند قسمت از مجموعه در مسیر زاینده رود در ماه مبارک رمضان سال گذشته که در آن چند بازیگر بدون هیچ قصد سوئی ، با لهجه اصفهانی (شاید دست و پاشکسته) به بازی پرداختند موجی از انتقاد و اعتراض در اصفهان و رسانه های گروهی به راه افتاد. از ائمه جمعه و نمایندگان تا شوارهای شهر و شهرداران و مردم عادی.

اینها همه در حالی بود که در این سریال به فرهنگ و شخصیت مردم اصفهان ابدا توهین نشده بود و لهجه آنها مورد تمسخر قرار نگرفته بود.

2- پیشنهاد می شود سایت (ج ن) و دیگر سایت های مشابه با انتصاب عوامل پشت پرده سریال به یک جریان انحرافی! و شخصیت مشکوک دولت! خون برخی را به جوش آورده و به میدان آورد.

3- برخی نمایندگان همیشه منتقد که الحمدلله مازندرانی هم هستند در مورد این قضیه سکوت کرده اند و …. ببخشید این بند را نادیده بگیرید چون یاد بلایی که این مازندرانی ها بر سر مرحوم کردان آوردند افتادم . بی خیال این بند!

4- راستی روسای دو قوه از سوه قوه کشور هم اتفاقا ریشه ای مازندرانی دارند؟!؟!؟

5- مصاحبه آقاي ابراهيمي ،‌معاون سياسي اگر چه دير بود ولي خيلي خوب بود

نظرات[32] | دسته: سیاسی | نويسنده: مطلب احمدی | ادامه مطلب...

 
خدايا اين خس و خاشاك را از ما نگير! پيوند ثابت

اين جماعت خس و خاشاك خيلي باحالن

تا حالا شنيدين كه مي گن يارو خيلي مرده البته تو جمع 500 زن

حال و روز اين جلبك ها هم تو اين دوره و زمونه شده شبيه  آخرت يزيد نيست اين دوستاي ما هم خيلي مردن البته تو دنياي سايبر وگرنه پاش بيفته با لباس زنونه هم كه شده فلنگ رو مي بندن

آغا مجيد توكلي و ميرحسين رو كه يادتون هست

حالا بياين كمي با هم بخنديم:

در تاکسی و اتو بوس ومترو مکررا شنیده شده اگر کسی در این روز شرکت نکرد حق ندارد نق بزند و ابراز نارضایتی کند. مگر ما از مردم مصر و تونس کمتریم؟ اگر همه با هم به خیابان بیائیم دیکتاتور و مامورانش هیچ غلطی نمی توانند بکنند. شرائط جدید جهانی به دیکتاتورها اجازه شلیک به معترضان را نمی دهد، فقط باید بخواهیم و بیائیم

از شهرستانها خبر می رسد مردم خود را برای برگزاری تظاهرات آرام و مسالمت آمیز 25 بهمن آماده می کنند. در هر شهر بویژه شهرهای دانشگاهی بزرگان شهر در حال رایزنی برای درخواست مجوز و تعیین مسیر راه پیمائی هستند. به گزارش منابع خبری جرس تا کنون شبکه های اجتماعی در شهرهای اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز، اهواز، آمل، سنندج و یزد جلسات مقدماتی برگزاری راه پیمائی برگزار کرده اند و فردا برای ارائه درخواست مجوز راه پیمائی به استانداری یا فرماندراری مربوطه مراجعه خواهند کرد

اگرچه عکس العمل مقامات وزارت کشور با درخواست برحق مردم که می خواهند از طرق قانونی مطالباتشان را در حمایت از قیام آزادی خواهانه مصر و تونس به گوش حکومت برسانند پیشاپیش معلوم است، اما جمهوری اسلامی بر سر دو راهی خطرناکی قرار گرفته است: اگر مجوز بدهد همگان خواهند فهمید که اکثریت مردم با سیاستهای غلط نظام مخالفند، و اگر مجوز ندهد همراهی خود را با رژیم بن علی تونسی و مبارک مصری اثبات کرده است

عقلانیت در این است که هیچکدام از دو طرف در تظاهرات طرف دیگر شرکت نکند و ماموران انتظامی، سپاه و بسیج نیز در این دو روز بیطرف بمانند. راستی آیا سپاه و بسیج ایران از ارتش مصر کمترند که به روی هموطنان آزادی خواه خود آتش نگشایند؟ 25 بهمن روز آزمون و مقایسه است: مقایسه ملت ایران و ملت مصر، مقایسه حکومت ایران و حکومت مصر، مقایسه سپاه و بسیج ایران با ارتش مصر. امیدواریم در هر سه مقایسه ایرانیان روسفید و سربلند از بوته مبارزه بدر آیند

كاشكي مي شد به اينها مجوز مي دادند و يا كاشكي مي شد كه وجودش را داشتند و مي آمدند

نظرات[1] | دسته: سیاسی | نويسنده: مطلب احمدی | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

میقات

شهيد سيد مرتضي آويني

عزیز ما، ای وصی امام عشق! آنان که معنای "ولایت " را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند، اما شما خوب می دانید که سر چشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست. خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم ، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم . ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم . لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدمتان، که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان (ع).
No Image No Image